نتهای ابتدایی
اولین رایحههایی که پس از اسپری عطر احساس میشوند.

Ataraxia Perfumery
عطر ادکلن وستیبول آتاراکسیا عطری است وانیلی شرقی زنانه و مردانه. این یک عطر جدید است. Vestibule در سال 2024 عرضه شد. رایحه سازنده این عطر David-Lev Jipa-Slivinschi است. نت های ابتدایی شکلات و کارولینا ریپر هستند. نت های میانی عبارتند از خانه قدیمی، واسابی ...
عطر ادکلن وستیبول آتاراکسیا عطری است وانیلی شرقی زنانه و مردانه. این یک عطر جدید است. Vestibule در سال 2024 عرضه شد. رایحه سازنده این عطر David-Lev Jipa-Slivinschi است. نت های ابتدایی شکلات و کارولینا ریپر هستند. نت های میانی عبارتند از خانه قدیمی، واسابی، ترافل شکلاتی، فلفل قرمز قرمز، گرده، کیک، زردچوبه و آبجو؛ نت های پایه عبارتند از سیب زمینی، کتاب های قدیمی، کاکائو، حلوا، سویا و پسته. دهلیز (Toskovat’ X Ataraxia) - وقتی از پله ها پایین آمد، پدرم به او سلام کرد و پرسید که چطور شد. آنها کمی صحبت کردند در حالی که من در نیمه راه پله نشسته بودم و آنها را تماشا می کردم. من کمی احساس خستگی می کردم، آن روز زودتر از خواب بیدار شدم. وقتی می خواست از خانه ما بیرون برود، پدرم شروع به قهقهه زدن کرد و با لبخند تمسخر آمیزی به او گفت: "می دانی که او هم اکنون می خواهد نقاشی کند"، گویی تنها وجه اشتراک آنها این بود که آنها یک شکست را مشاهده می کردند. من این پرنده بدون بال، قادر به توقف پریدن از درخت نیست و فقط به گل و لای زیرین برخورد می کند. خیلی ضعیف تر از آن بودند که به آن بگویند دست از تلاش بردارید، آنها فقط تماشا کردند و لبخند زدند. برای پدرم سرگرم کننده بود. - چیکار کردی؟ - اوه ... می خواستم گوشتم را پاره کنم. وحشتناک بود و من خیلی عصبانی بودم. کمکی نکرد که معلمم از صحبت هایش غافلگیر شد. تائید کرد که چقدر خراب است. من چیزی نگفتم می دانم که ممکن است به خودی خود مشکل بزرگی به نظر نرسد، اما من تمام دوران کودکی ام را اینگونه زندگی کردم، احساس کافی نداشتم، می خندیدم، سرزنش می شدم و برای چیزهایی که حتی نمی توانستم بفهمم سرزنش می شدم. شاید اگر می دانستم چه کار اشتباهی انجام می دهم، این بد نبود. فکر می کنم سردرگمی واقعاً من را به هم ریخت. من در خیال روزی بودم که بمیرم و آنها پشیمان خواهند شد. آنها بالاخره من را دوست خواهند داشت. - از آنچه هفته گذشته به من گفتی، متوجه شدم که در طول سالها با این موضوع صلح کردی؟ - هوم ... یک جورهایی. من می دانم که با سوء نیت انجام نشده است. - به احتمال زیاد. اگرچه هنوز هم می تواند روی شما تأثیر بگذارد. علت به ندرت مهمترین چیز است. دانستن اینکه چگونه باید ادامه داد. من فقط به این دلیل از شما پرسیدم که می خواستم بفهمم در آن زمان چگونه با مشکل ارتباط داشتید. هدف ارتباط مستقیمی با نتیجه ندارد. و من در مورد افکار خودکشی یادداشت کردم، در جلسه بعد به آن برمی گردیم.-خوب. اما خیلی جدی نگیرید، من فقط یک نوجوان عصبانی بودم. بنابراین، برگردیم به هدف و نتیجه... خب، بدیهی است که دقیقاً اثر معکوس داشت. بعد از آن، شاید ناخودآگاه، احساس میکردم که به همان سختی که مردم مدام سعی میکردند من را در جعبه بگذارند، من بیشتر و بیشتر میخواستم از آن فرار کنم. برای هر قانونی که آنها وضع می کردند، احساس می کردم باید آن را بشکنم. برای هر کاری که آنها گفتند نمی توانم انجام دهم، باید تلاش می کردم. انجام ندادن این کار حس نفس کشیدن نداشت. هوم... مطمئناً، زمانی که آن را با صدای بلند می گویم، کمی سمی و کمی بیش از حد دراماتیک به نظر می رسد، اما این تنها راهی بود که می دانستم چگونه به جلو بروم. اینکه هر روز به من می گفتند چه کار کنم و چه کسی باشم وحشتناک بود، مغزم را سرخ کرد. به نظر می رسد که اگر اکنون کاملاً بر خلاف معمول نروم، تسلیم شده ام و اساساً شکست خورده ام. مرده من واقعاً، واقعاً نمی خواهم زندگی ام را با احساس مرده زندگی کنم. در حال حاضر نه. زندگی بزرگسالان باید چیزی فراتر از شلوار جین آبی و لاف زدن در مورد اعتیاد به قهوه باشد. ترجیح میدهم چشمهایم را بیرون بیاوری تا اینکه مجبورم کنی یک بطری آبی بپوشم.
“ترکیبی از نتهای شکلات، Carolina Reaper و Old House در کنار آکوردهای ادویهای گرم، شیرین و ادویهای تازه، شخصیت منحصربهفرد این عطر را شکل میدهند.
Vestibule by Ataraxia Perfumery is a Oriental Vanilla fragrance for women and men. This is a new fragrance. Vestibule was launched in 2024. The nose behind this fragrance is David-Lev Jipa-Slivinschi. Top notes are Chocolate and Carolina Reaper; middle notes are Old House, Wasabi, Chocolate Truffle, Red Chilli Pepper, Pollen, Cake, Turmeric and Beer; base notes are Potato, Old Books, Cocoa, Halva, Soybean and Pistachio. Vestibule (Toskovat’ X Ataraxia)-Coming down the stairs, my dad greeted him and asked how it went. They talked for a bit while I sat halfway down the stairway, watching them. I was feeling a bit tired, having woken up earlier that day. As he was about to leave our house, my dad started chuckling and told him with a mocking smile on his face: “You know he also wants to paint now”, as if the only thing they had in common was the fact that they were observing a failure. Me. This wingless bird, unable to stop jumping off the tree only to smash into the mud below. Too puny to tell it to stop trying, they just watched and smiled. It was amusing to my father.-What did you do?-Ugh…I wanted to rip my flesh off. It was horrible, and I was so enraged. It didn’t help that my teacher was taken aback by what he said. It confirmed how screwed up it was. I didn’t say anything. I know it might not seem like a big deal on its own, but this was how I lived my whole childhood, not feeling enough, being laughed at, scolded, and blamed for things I couldn’t even understand. Maybe if I had known what I was doing wrong, it wouldn’t have been this bad. The confusion, I think, really messed me up. I was daydreaming about the day I’ll die and they will regret everything. They will finally love me.-From what you told me last week, I get that you made peace with this over the years?-Hm…sort of. I know it wasn’t done with malice.-Most likely. It can still affect you, though. The cause is rarely the most important thing. Knowing how to move on is. I asked you only because I wanted to understand how you related to the problem back then. Intent is not directly correlated to outcome. And I made a note about the suicidal thoughts, we will return to it in the next session.-Ok. But like, don’t take it too serious, I was just an angsty teenager. So, back to intent and outcome… Well, obviously, it had the exact opposite effect. After that, maybe unconsciously, it felt like for as hard as people kept trying to put me in a box, I wanted more and more to escape it. For every rule they made, I felt I had to break it. For everything they said I couldn’t do, I had to try. Not doing that felt like not breathing. Hmm… Sure, it sounds a bit toxic and a bit too dramatic when I say it out loud, but this was the only way I knew how to move forward. Being told what to do and who to be every single day was horrible, it fried my brain. It seems that if I don’t completely go against the norm now, I’ve surrendered, and I am essentially defeated. Dead. I really, really don’t want to live my life feeling dead. Not right now. Adult life has to be more than just blue jeans and bragging about being addicted to coffee. I’d rather have you rip my eyes out than make me wear a blue bottle.
رایحه عطر در طول زمان از نتهای ابتدایی به نتهای میانی و سپس نتهای پایه تغییر میکند.
اولین رایحههایی که پس از اسپری عطر احساس میشوند.
قلب رایحه که شخصیت اصلی عطر را شکل میدهد.
رایحههای عمیق و ماندگاری که در پایان باقی میمانند.
برای تجربه جذاب عطر سازی میتوانید کیتهای عطرسازی اواردلی، که اولین تولید کننده پکیجهای عطرسازی در ایران است را تهیه کنید، محصول خود را با حکاکی لیزری شیشه عطر به طور کامل سفارشی کنید و یا از سایر محصولات نظیر عطر، اسانس اورجینال عطر، ست هدیه و ... در سایت دیدن فرمائید.
برای مشاهده محصولات بیشتر، صفحه را به طرفین بکشید.